Free Web Site - Free Web Space and Site Hosting - Web Hosting - Internet Store and Ecommerce Solution Provider - High Speed Internet
Search the Web
   
  [AnjomanSabzevar@yahoo.com]  
   

ما و عراق
 

 

از همان روز اول جنگ در عراق اخبار این جنگ را سخت تعقیب میکردم چرا که احساس میکردم این جنگ چیزهایی برای ما دارد که تحولات و جنگهای دیگر در منطقه لااقل برای ما وبه این اندازه نداشته و ندارند از آن رو که کشور عراق و ساختار سیاسی حاکم بر آن را در شباهت با کشورمان میدیدم.

دنیا همواره آبستن حوادثی است که مولود آنها مسیر تحولات دنیا را تغییر داده و فاز جدیدی را در دنیای سیاست رقم میزند از این روست که باید قبول کنیم دنیا بعد از سه شنبه سیاه 11 سپتامبر پا به عرصه نوینی نهاده است و بازی جدیدی شروع شده که اگر نتوانیم قواعد این بازی را یاد بگیریم چه بسا باید صحنه این بازی را با تمام برد و باختش  ترک کنیم و نظاره گر بازی باشیم، تماشاچی هم که همواره بازیچه بازیگران عرصه بازی است. باید با چشم باز و بدور از تعصبات و احساسات به این بازی بنگریم و خود را با شرایط نوین جهانی وفق دهیم.

حال که امریکا وارد جنگ خانمانسوزی با عراق شده است که برای این دولت و مالیات دهندگانش هزینه های بسیاری در بر دارد (هم اکنون نیز دولت امریکا برای اداره 8000 سرباز خود در افغانستان ماهانه یک میلیارد دلار هزینه میکند) جای این سوال خالی میشود که دولت امریکا چه هدفی را دنبال میکند؟ پاسخ این سوال جای بسی تامل است و به این راحتی نمی توان جواب این سوال را داد. اما بعد از 11 سپتامبر دولت جرج بوش بولتن 33 صفحه ای را منتشر کرد که سیاستها و استراتژی های جدید دولت بوش را ترسیم میکند[1]. طبق این بولتن رسمی اولین تغییر مهم و اساسی مهار رادیکالیزم و تند رویهای گرههای افراطی است (مخصوصا از نوع اسلامی اش که خدا را شکر کشورهای اسلامی همگی اهل جهاد شده اند و مجاهد فی سبیل الله!) و دولت امریکا از سیاست بازدارنده ومهار دشمنان پا را فراتر خواهد گذاشت وبه کشورهای حامی تروریسم و دارای سلاحهای کشتار جمعی (مانند کشورهای عراق و کره شمالی و چه بسا ایران) قبل از اینکه تهدیدی برای منافع ایالات متحده باشند حمله خواهد کرد. استراتژی مهم دیگر دولت امریکا تقویت بنیه نظامی بی رقیب خود است و امریکا قصد دارد آنقدر بر قدرت نظامی خود بیافزود که رقبای احتمالی خیال پیشی گرفتن و حتی برابری با قدرت نظامی امریکا را از سر بدر کنند! در صورتیکه هم اکنون ایالات متحده بزرگترین ارتش حرفه ای جهان را در اختیار دارد.

البته هدف امریکا بر سر کار گذاشتن دولتهای دیکتاتور و خودکامه نیست و این دولت در پی جایگزینی حکومتهای خودکامه ای مانند رژیم صدام حسین و رژیم طالبان با حکومتهای مردمی و دموکراتیک است[2] چرا که با روی کار آمدن حکومتهای مردمی و دموکراتیک در کشورهای غیر دموکراتیک، تروریستها دیگر در این کشورها جایگاه خود را از دست خواهند داد.

***

حال با این مقدمه باید از خود پرسید که جایگاه کشورمان (که بعد از 11 سپتامبر یکی از محورهای شیطانی جرج بوش شده است!) چیست و آیا اصلا ما جایگاهی داریم و اگر داریم چگونه سیاستی را در این تحولات باید در پیش گیریم؟

جواب این سوال هم ساده نیست اصلا در دنیای سیاست هیچ جواب جواب ساده و قطعی وجود ندارد. چه بسا ساده انگاری خیلی مسایل باعث شده است ما به این وضع اسفناک دچار شویم، مگر روی کار آمدن همین رژیم حاکم روحانیون نتیجه دست کم انگاشتن ایشان نبود! از طرفی ما همگی عادت کرده ایم مسایل را یا خیلی ساده ببینیم یه خیلی بغرنج و پیچیده. یک زمانی بود که اگر قالب پنیر همسایه را کلاغ می دزدید ریشه اش را در سفارت انگلیس می جستیم و زمانی دیگر خاتمی را به راحتی اصلاح طلب و مردمی می دانستیم.

اینکه سران حکومت در قبال این رویه چه سیاستی را در پیش گرفتند با مراجعه به نظرات ایشان و ساده تر با روشن کردن تلویزیونها مشخص میشود. آقای هاشمی از خطرناکتر توصیف کردن امریکا در برابر صدام و جایی دیگر رهبری با بیان ابنکه نقشه امریکا فراتر از مسئله عراق است واینکه با مقاومت ملتها مخصوصا ملت عراق ابرقدرتی امریکا فرو خواهد پاشید به برداشت خود از مسایل پرداخته اند و از سخنان ایشان چنین بر می آید که انان فکر میکنند که امریکا بعد از عراق نبم نگاهی هم به ایران خواهد انداخت[3].

از سوی دیگر وقتی که در این مملکت یک پزشک اطفال بیاید و وزیر امور خارجه شود سیاست خارجی اش کاملا مشخص است.نمی دانم که چه سری است که در این مملکت وزیر امور خارجه حتما باید پزشک آن هم پزشک اطفال باشد تازه بعد از تحویل کرسی وزارت تازه بیاید و مشاور رهبر در امور خارجه بشود بعد هم در دانشگاه درس سیاست خارجه بدهد! البته این سران مملکت نه اینکه خودشان خیلی نخبه اند دنبال نخبگان میگردند تا وزیر و و وکیلشان کنند!

و از آنجا که اینان غیرت ملی شان خیلی دارد غوغا میکند شدند ارتش تبلیغاتی صدام. کافی است پیچ تلویزیون یا رادیوتان را بگردانبد تا به وضوح ملاحظه فرمایید حال جای شکرش باقی است که آقایان بعد از دوم خرداد کمی هم رئوف شده اند و دلشان به حال ملت مظلوم و برادر! عراق میسوزد و گرنه ککشان هم نمیگزید. تازه یک عده شان هم در این گیر و دار نگران تخریب اماکن متبرکه هستند، مردم عراق که زیر چکمه های سربازان له میشوند نمیبینند. انگار ارزش مشتی خشت و گل از ارزش انسان بیشتر است.

خلاصه شدیم بازوی تبلیغاتی صدام، مصاحبه های تلویزیونی اش را پخش میکنند و کنفرانسهای مطبوعاتی صحاف را زنده پخش و ترجمه میکنند از آن طرف هم به مقاومت ملت عراق درود میفرستند و به حال سربازان عراقی افسوس میخورند.

تا همین دیروز بود تا جنازه یکی از همین سربازان مظلوم عراقی امروز! را از زیر خاک در می آوردند می گفتند نعش یک کافر را تحویل کافرستان دادیم و چندی قبل هم آقای مهاجرانی را به علت اینکه گفته بود جنگ ما با عراق برادر کشی بود و آنان نیز مثل ما مسلمان بودند تهدید به محاکمه کردند.حالا چه شده سربازان عراقی شدند مسلمان و مظلوم!

تا زمانی که ما از این دست رهبران غیور! در مملکت داریم چه احتیاج به دشمن است! خوب شد که در این خنگ فهمیدیم اینان چه اندازه به کشور خود علاقه دارند.

همین ملت مسلمان امروز عراق! هنگام جنگ با ایران همین که جنایات صدام را در حق ملت ما میشنیدند هلهله و شادی میکردند و داد از قادسیه جدید بر می آوردند. مگر همین دولتهای برادر عربی! نبودند که از همه گونه کمکی به صدام در جهت تکمیل جنایاتش دریغ نمی ورزیدند. چه شده حالا شدند دول دوست وبرادر!

ما در این جنگ نه تنها باید از صدام نفرت خودمان را نشان میدادیم که باید حتی در این جنگ به امریکا کمک هم میکردیم که قاتل جوانان ایرانی را به سزایش برسانیم.

نه، اشتباه نکنید! ما طرفدار جنگ نیستیم ولی با عینک ارزشی هم به مسایل اطرافمان نگاه نمیکنیم! آدمی که میخواهد دنیای اطرافش را بشناسد باید با چشمان باز و بدون تعصب به پیرامونش بنگرد و گرنه از سوراخ سوزن دنیا دیدن ندارد.

مگر نتیجه جنگ افغانستان برای ملت افغان چیزی جز رهایی از ظلم و ستم رژیم منحوس طالبان بود. هم اکنون هم که سربازان امریکایی به هر نقطه از عراق پا می نهند مردم هلهله و شادی میکنند و چه استقبالی از سربازان امریکایی نمی کنند(البته این جور چیزها را صدا سیمای لاریجانی پخش نمیکند تا مبادا شما هم آرزو کنید ای کاش امریکا به ایران هم حمله کند!!)

نتیجه مسلم هر جنگی کشته شدن یک عده بیگناه است ولی این را هم قبول کنیم که مثلا اگر رژیم منحوس طالبان در افغانستان میماند چند برابر این این تعدادکشتگان جنگ، قربانی جنایات طالبان و عمالش میشدند.چند روز پیش بود که سربازان انگلیسی بقایای اجساد چند صد نفر از مخالفان رژیم بعث عراق را در یکی از شکنجه گاههای صدام در الزبیر پیدا کردند، حال به نظر شما تلفات این جنگ بیشتر است یا تلفات و خساراتی که با باقی ماندن صدام متحمل مردم عراق میشد.

همین چند روز پیش بود که تا نجف را گرفتند آیت الله سیستانی مردم عراق را به حمایت از سربازان امریکایی فراخواند .(که البته ما در ایران به برکت وجود رسانه های آزاد باید این اخبار را از رادیو های خارج کشور بشنویم!)

به امید! فردای اتمام جنگ در عراق فردایی که ملت عراق آزادی خود را جشن بگیرند و به فکر ساختن عراقی آزاد باشند.

مصطفی صداقت جو

Bird_alone@Hotmail.com


 

[1] - روزنامه همشهری مورخه 17 /1/82

[2] - این هم از شرایط جدید حاکم بر سیاستهای جدید امریکا است وگرنه همین حکومت در دوران جنگ سرد برای مقابله با خطر رشد نیروهای چب و سوسیالست حاضر بود از رژیم خودکامه ای مانند ژنرال پینوشه در برابر دولت مردمی سالوادور آلنده  یا از کودتای نظامی ارتش در برابر دولت منتخب مردمی مصدق حمایت کند.

[3] - ایت الله خامنه ای در جای دیگری به تحلیل در مورد جنگ پرداخته و ذکر نموده که سربازان امریکایی در عراق به مشکل خواهند خورد زیرا سربازن عراقی تجربه 8 سال جنگ با ایران را دارند در صورتیکه سربازان امریکایی آدامسی در دهان و عینکی بر چشم دارند!

 

 

انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تربيت معلم سبزوار

 

 

[Main Page]

[Back]

نقل قول با ذکر منبع و نويسنده مجاز مي باشد.