|
|||||||
|
|
|
|||||
|
|
|||||||
|
|
|||
|
آخرين راهكارهاي قانوني نيما روياني زنده ياد مهندس مهدي بازرگان پس از دستگيري بنيانگذاران نهضت آزادي در سال 1342 عملاً دورهي مبارزات قانوني را پايان يافته ديد و به اين نتيجه رسيد كه «تلاشها و فعاليتهاي مسالمتآميز دههي بيست و سي نتوانسته است رژيم و به ويژه شخص شاه را به رعايت قانون و اجراي دموكراسي و احترام به حق حاكميت ملي وادار سازد. وي در مدافعات خود در دادگاه تجديد نظر نظامي آشكارا اين مطلب را اعلام ميكند و ميگويد : "ما آخرين كساني هستيم كه از راه قانون اساسي به مبارزه سياسي برخاستهايم" (يوسفي اشكوري: در تكاپوي آزادي، ص 393) شاه نخواست كه اصلاحات سياسي-فرهنگي را بپذيرد و تن به مقيد شدن قدرت عنان گسيخته دهد و «سلطنت كردن» به جاي «حكومت كردن» را بپذيرد.لذا عدهاي از جوانان مذهبي جبهه ملي و نهضت آزادي از يك سو و از مارکسيستهاي مستقل از سويي ديگر مبارزات مسلحانه را تنها راه باقيمانده يافتند و در اين راه بهترين و برگزيدهترين جوانان وطن جان باختند. هدف در اينجا نه نقد مشي مسلحانه در آن زمان است و نه تأييد آن، فقط مي خواهم بگويم عامل اصلي انتخاب مشي مبارزه مسلحانه، رژيم و شخص شاه بود. مهندس بازرگان پس از صدور اطلاعيهي شوراي نهضت آزادي تحت عنوان «ايران در آستانه انقلاب بزرگ!» در سوم بهمن 1341 دستگير شد و متعاقب آن نيز ياران وي ، آيتا… طالقاني، دكترسحابي، مهندس سحابي و …. روانه زندان شدند و پس از محاكمه در دادگاه نظامي به حبسهاي طولاني محكوم شدند. سالهاي محكوميت بازرگان، سحابيها، طالقاني، شيباني، علي بابايي، جعفري، حكيمي، رادنيا، مفيدي و بسته نگار مجموعاً 59 سال بود كه به اين سالها بايد محكوميت جمعي ديگر را كه به اتهام عضويت در نهضت آزادي محاكمه شده بودند را اضافه كرد. پس از پايان دادگاه اعضاي نهضت آزادي چهارتن از وكلاي مدافع يعني سرتيپ مسعودي، سرهنگ امير رحيمي، سرهنگ دكتر علميه و سرهنگ غفاري كه با شهامت و از حق طلبي و عدالت خواهي از موكلان خود دفاع كرده بودند، دستگير و محاكمه و به زندانهاي يك تا دو سال محكوم شدند. گويا تاريخ تكرار شده است. اعضاي نهضتآزادي اينبار به اتفاق نيروهاي ملي- مذهبي، دانشجويان و روزنامهنگاران به همان اتهام سال 41 يعني «اقدام عليه امنيت ملي» محاكمه و زنداني ميشوند بعضي از وكلاي مدافع زندانيان سياسي همچون دادخواه، سلطاني و زرافشان نيز در حبس به سر ميبرند. سال 42 حنيفنژاد، بديعزادگان، محسن و …. دانشجويان زنداني بودند و امروز علي افشاري، احمد باطبي، محمديها و... اما اوضاع جهان و منطقه دگرگون است. آمريكا مترصد حمله به كشور است. نقض قوانين حقوق بشر، تلاش براي دستيابي به سلاح هسته اي و... بهانههايي هستند كه افكار عمومي را ميتوان با آنها اقناع كرد. فضاي بستهي سياسي، فرهنگي و اجتماعي حتي چشمان بسياري از تحصيلكردگان ما را متوجه آن سوي مرزها كرده است. هنوز براي بيدار شدن صاحبان قدرت دير نشده است. اينان بهتر از هر كس ديگري نتيجه برگزاري رفراندوم را ميدانند پس بهتر است براي حفظ ايران از حملات احتمالي و از همه مهمتر براي اعاده حيثيت از دين، كه با نام آن بيست سال بدترين فشارها بر دانشجويان و ديگر انديشمندان تحميل شده است به جاي نامهنگاري و فرستادن پيك مذاكره به اجلاس آتن، تسليم خواستهاي مردم شوند و به عوض سالهاي بيداد و زنداني كردن و اعدامها فقط يك بار از پيشگاه ملت عذرخواهي كنند و كشور را به دست نمايندگان ملت بسپارند. مردم ايران امروز و در اين صورت همهي اين سالهاي شما را مي بخشند.
|
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تربیت معلم سبزوار
|
||
|
[Back] |
|||
|
|||